۰

برترین ها / معرفی فیلم / نقد فیلم

“Wings of Desire” اثری عمیق و دوست داشتنی از ویم وندرس

۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۷ در ۸:۵۷ ق.ظ توسط

ویم وندرس

فیلم زیر آسمان برلین

ژانر و سبک: رمانتیک- فانتزی

کارگردان: ویم وندرس

تهیه‌کننده: ویم وندرس،آناتول دومان نویسنده: ویم وندرس،پیتر هاندکه

بازیگران: برونو گانتس،سلویج دومارتین،اوتو ساندر،کرت بویس،پیتر فالک

موسیقی: یورگن نیپر فیلم‌برداری: آنری آله‌کان

تاریخ‌انتشار: ۲۳ سپتامبر ۱۹۸۷

جوایز: برنده جایزه بهترین کارگردانی در فستیوال فیلم کن در سال ۱۹۸۷

خلاصه داستان:

زیر آسمان برلین درباره فرشته‌هایی نامرئی و فنا ناپذیر است که در سطح شهر برلین پخش شده‌اند و افکار انسان‌ها را می‌شنوند.

۵۱N70eOejrL._SY445_

۲یادداشتی بر فیلم “زیر آسمان برلین”به قلم پارسا پورحسن:

مهم ترین و اصلی ترین مسئله ای که فیلم فرشتگان بر فراز برلین به آن می پردازد،مقوله ی درک انسان بودن و درک حس انسان بودن است که با بیان اینکه فرد چگونه می تواند از لذت های ساده ای که از ویژگی های انسان بودن می آید بهره مند شود، باعث می شود مخاطب همراه با فرشته جنتلمن فیلم ،فرشته بودن را باور و حس، و با انسان شدن فرشته، دوباره انسان بودن را با تمام عناصر ساختاری اش درک کند.

۲زیر آسمان برلین یا فرشتگان بر فراز برلین، نام فیلمی است آلمانی- فرانسوی به کارگردانی “ویم وندرس”آلمانی و محصول سال ۱۹۸۷٫ فیلم زیر آسمان برلین در کل با استقبال منتقدان زمان خود روبه رو شد و در نظر سنجی مهم ترین مجله سینمایی آمریکا(پریمر)در خصوص بهترین آثار دهه ی۸۰ در رتبه ی دوم قرار گرفت.همچنین این فیلم توسط مجله ی سینمایی انگلیس(امپایه)در سال ۲۰۱۰جزو برترین فیلم ها انتخاب شد. ویم وندرس به خاطر کارگردانی این فیلم در سال ۱۹۸۷ برنده جایزه بهترین کارگردانی از جشنواره فیلم کن شد.

فیلم داستان، فرشتگانی است که از فراز برلین آدم های این شهر را می بینند،فکرهایشان را میخوانند(که وندرس به خوبی با گذاشتن صدای افکار انسان ها روی تصاویر حس فرشته بودن را به بیننده القا می کند)و حالات درونی آن ها را حس می کنند. با این که انسان نیستند اما مانند یک انسان معنویات آنها را درک می کنند و با درون آنها ارتباط برقرار می کنند و به قول فرشته اول(فرشته اصلی داستان با بازی برونو گانتس): “خوبه که به صورت روح زندگی می کنیم که بتونیم معنویات ذهن مردم را تصدیق کنیم.”

فرشتگانی که مردم برلین را از هر قشری ، مسیحی گرفته تا مسلمان،پیر گرفته تا جوان، یاری می کنند وکنارشان هستند و در مواقعی که احساس تنهایی یا نا امیدی دارند، این فرشتگان با انرژی مثبت و با انتقال اندیشه مثبت به ذهن مردم، به ادامه زندگی آنها کمک می کنند.فرشتگانی که گویی همه گی تاریخ را نظاره گر و شاهد بوده اند،آنچه که برانسان ها گذشته وانچه که بر اقوام گذشته.فرشتگانی که شاید بر خلاف آنچه که گفته شد حتی تماشاگرتاریخ هم نبوده اند و شاید اصلا به حساب نمی آمدند.حال فرشته قصه ما از فرشته بودن خسته شده و گله دارد،او میخواهد که حس کند، بخورد،بنوشد و وزن داشته باشد.او آرزو دارد که سرب نوشته ی روزنامه ها دستانش را سیاه کنند.آرزو دارد هیجان زده شود، نه فقط با فکر،بلکه با خوردن یک شام و حس کردن طعم و بوی آن.

در گوشه ی دیگر شهر برلین، دختر بند بازی(با بازی سلویج دومارتین) را مشاهده می کنیم که با لباس فرشته ها در سیرک،مشغول بند بازی است و در خلوت تنهایی خود از این که چرا یک فرشته واقعی نیست، حسرت می خورد. حال در طرفی فرشته ای داریم که آرزو دارد فناپذیر باشد،مانند همه مرد هایی که مشاهده می کند ریش بزند،حمام برود.فرشته خسته است.خسته از دیدن و دیده نشدن.اما در طرف دیگر دخترک بند باز که تنهایی او را آزار می دهد و فرشته شدن ،ذهنش را درگیر کرده.در ادامه فرشته ی قصه ما که بر خلاف ذهنیت اکثریت، مردی جذاب است ،شیفته ی دخترک بند باز می شود و او را هر کجا که باشد می یابد.گویی عاشق شده باشد.

در پایان فرشته ی دل باخته ما به آرزوی خود می رسد و تبدیل به انسان می شود و مانند بچه ای کنجکاو، در پی یافتن و یادگرفتن رنگ ها و احساسات و… می کوشد.او با تمام وجود حس می کند که انسان بودن چه لذ تی دارد،لذ تی که شاید ما انسان ها قدر داشتن آنها را نمی دانیم.لذت به هم مالیدن دست ها در سرما برای گرم شدن،لذت خوردن یک فنجان قهوه داغ،لذت دست دادن با همنوع خود هنگام ملاقات یکدیگر و خیلی چیز های دیگر.حال که انسان شده ،او دنبال معشوق خود می گردد و در پی یافتنش به محل اجرای خواننده مورد علاقه دخترک،یعنی “نیک کیو” می رود، اما او را نمی یابد. تا اینکه دختر بندباز آنچه که به خواب دیده بود را به واقعیت می بیند و در لابی سالن اجرا ،مرد رویاهایش را ملاقات می کند.

به عنوان کلام آخر ،فیلم می خواهد بگوید که چگونه ما انسان ها از خودمان و از انسان بودنمان غافل می شویم و چگونه به راحتی از کنار لذت های ساده ی روزمره عبور می کنیم.

توضیح:

در نمای پایانی فیلم جمله‌ای نمایش داده می‌شود که:”تقدیم به همه‌ی فرشته‌های سابق اما خصوصاً به یاسوجیرو،فرانسوا و آندری.”این جمله به سه فیلسماز یعنی یاسوجیرو اوزو،فرانسوا تروفوا و آندری تارکوفسکی اشاره دارد.

برچسب‌ها, , , , , , , , ,

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

avatar