۰

برترین ها / معرفی فیلم / نقد فیلم

نقدی بر “پاریس تگزاس ” اثر ستودنی ویم وندرس

۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷ در ۹:۲۷ ب.ظ توسط

پاریس تگزاس

تراویس، مردی میانسال  با لباسی ژنده، در برهوتی خشک ، به سوی هدفی مبهم ،مصمم راه می رود.او بعد از چهار سال ترک همسر و فرزندش توسط برادرش بازیافته می شود وبه خانواده او که اینک سرپرستی پسرش هانتر را بر عهده دارند برده میشود.دیدار پدرو پسر هشت ساله اش، آنها را بر آن می دارد تا به دنبال جین ، همسر تراویس  روند و تماشاگر را به گشودن راز سرگشتگی اش در این سالهای گریختگی هدایت می کند.

paris-texas-589cbd13ddb17

 این فیلم از نوع فیلم های جاده ای(Road Movies) است. شیوه روایی خاصی که بر گذر بودن و عدم ثبات اشاره دارد و اینکه چگونه ابژه ها درمقطعی نقش خود را بازی می کنند، تاثیر گذارده و محو می شوند.

پاریس تگزاس فیلمی ست نئو نوآر(فیلم سیاه بعد از دهه ی ۷۰) و دارای ویژگی های سینمای اکسپرسیونیسم و پردازش به کشف واقعیت های درونی.

فرم داستان  به صورت نمایاندن معلول های عقب رونده (جستجوی سرنخ ها)بینان شده است، اماادامه پیرنگ در انتهای فیلم مانع از آن میگردد که بیننده درپیش بینی وقایع در ذهنش موفق شود و یا جا بخورد. زیرا اصولا فیلم به دنبال چنین چیزی نیست و یا حداقل نمی خواهد بیان روشن و طبیعی از کنش ها را به تصویر کشد.

فرم روایی این فیلم بی شباهت به فرم اپیزودیک نیست. و می توان آن را به سه اپیزود که خود زیرمجموعه هایی دارند تقسیم کرد:

۱-تراویس در بیابان و سپس دیدار با برادرش

۲-رفتن به خانواده برادر و دیدار تراویس با هانتر

۳-جستجو و ملاقات با جین

در این تقسیم بندی به ترتیب  تراویس، هانتر و جین به عنوان نماینده سه راس مثلث اپیزود ها(خانواده) به نوبت ظاهر می شوند و زیر ذره بین می روند.و با دورنمایی دراماتیک، کششها و انفصال های یک خانواده متلاشی را به نمایش می گذارند.

 تراویس و دنیایش

 تصویر ابتدایی، تراویس را نشان میدهد که «سر به بیابان گذاشته» و به دنبال هیچ در رفتن است.این عبارت نشان دهنده نوعی گریز و فراموشی گذشته است (که به واقع هیچ گاه حاصل نمی شود) و انسان را تا افقی مجهول (انتهای فاصله بصری)  می کشاند تا خود را به آن سوی مرز های رهایی پرتاب کند.

واین امر حاصل نمی شود ، وقتی موضوعیت گریختگی خود فرد باشد، و او یکی را بر می گزیند، جنون یا بازگشت.

paris-texas-526c53f70c225

تراویس باز گردانده می شود.

تراویس نماد ادیسئوس شکست خورده ی عصر حاضر ماست . او فضاهای خالی درونش را در می نوردد و در عدم درک چرایی شکاف زندگی و  عشق از دست رفته اش پیوسته در تنهائیش در دل یک سرزمین پهناور گم می شود، جایی بدون زبان و خیابان. با ترسی از گذشته و دلهره ی آنچه کشف خواهد کرد و یا دلهره ی اینکه با این وحشت رو به رو نشود (در پایان)

 او پیوسته در سطح است از پرواز و ارتفاع وحشت دارد،کفش هارادوست دارد و این ترس از سقوط مانع اوجگیری اش می شود ، و در آن صحنه ی آخر، از پایین خانواده را در اوجی نسبی با رضایتی تقریبی نظاره میکند.(برعکس برادر که شغلش نسب بیلیورد های بزرگ در ارتفاع ست، خانه اش در بلندای شهر است و…) و صحنه ای که مستخدم به تراویس می گوید برای یک پدر با وقار بودن ، او باید به آسمان نگاه کند…

 پاریس تگزاس شهری است در شمال ایالت تگزاس در کنار رود سرخ . جایی برای کنار هم قرار گرفتن فرهنگ فرانسوی و آمریکائی و اشاره ای تلویحی به ادغام رومنس و خشونت. همانطو ر که تراویس با لباسی کابویی ترانه ی فرانسوی می خواند. و یا هانتر که در هوستون هنگامی که به دنبال مادر است لباس خلبانان آمریکائی را به تن دارد و …

 قطعه زمین خالی خریده شده توسط تراویس در پاریس تگزاس نشانی از بازگشت به سرچشمه هاست،و شروع سازندگی و عمل به ارزش ها .جایی که نطفه تراویس در آن بسته شده بود.

 درون مایه ها

 نمادها و جلوه های بصری خیره کننده در فیلم بیشمارند،وآن موسیقی متن غریبی که تاثیرگیری این غم غربت و درک فاصله هارا دوچندان میکند.  فاصله ای که اجبارا بعد از محو عشق کودکانه دو زوج و شروع عملی زندگی و تولد بچه و شروع فریاد تفاوت خواهش ها و نیاز ها دو زوج را در دو انتهای این بند نازک تعهد تربیت فرزند قرار می دهد.

 آرتور شوپنهاور(A.S) فیلسوف پریشان احوال آلمانی در کتاب معروفش به نام «جهان به مثابه اراده و بازنمود» بیان می کند که هدف غایی تمام روابط بین دوجنس مخالف ، نه وصل ، نه آزادی جنسی، نه درک و نه سرگرمی ست. امر رمانتیک بر زندگی غالب است زیرا نیرویی در نهاد درونی ما ( همان ناخودآگاه  از نظر فروید) وجود دارد که با غلبه بر عقل ، بی آنکه فرد بداند او را به سوی جنس مخالف میکشد. شوپنهاور این نیرو را « اراده معطوف به حیات » مینامد و آن را سائقه ای ذاتی در انسان ها برای بقا و تولید مثل تعریف میکند. و عشق چیزی نیست جز جلوه ی آگاهانه کشف والدی آرمانی از جانب اراده معطوف به حیات. این اراده ی پنهان با تعقیب خوشبختی شخصی (شیفتگی به خود) اشتباه گرفته میشود. با شکل گیری نهاد خانواده بر اساس این میل ، ابتدا همه چیز در سایه تکمیل این اراده به نام عشق به یکدیگر شکل میگیرد. اما با تولد فرزند ،به یک باره جان نیمه آگاه فرد پس از ارضای خلق همنوع بیدار شده و او را از فرزند و همسر  زده میکند، زیرا خویشتنش را فدا شده و رو به زوال می بیند و آزادی شخصیش را دربند تعهد به خانواده. به این ترتیب شکاف ها  بین اعضای خانواده ایجاد میشود … و فاصله ی نسل ها.

 اما در این تراژدی ،فیلم  تا حدودی مرد(تراویس) را مقصر می داند ، کسی که با عشق بی اندازه اش نسبت یه زن، او را منفعل و دربند می کند و با حس مالکیتش در تصاحب او مانند یک کالا در خانه محبوسش میکند. و این ایجاد حس عدم آزادی در زن با تولد بچه افزون میشود.اما موضوع به این سادگی نیست آیا زن با عشوه گریش دست در دست مرد خود را به زیر نمی کشد؟

(جین در نوار ویدئویی)و هنگامی که تراویس خسته و مست درکنار هانتر روی کاناپه دراز کشیده و از جذابیت زنان می گوید

 تراویس باز میگردد و اینک با علم به این مورد و اینکه چقدر نسبیت به هانتر بدهکار است(فشار حسی که پدران را همواره خورد میکند) تا تکه های گذشته را به هم متصل کند و هانتر را به جین برساند. اگر چه می داند که دیگر به این جمع تعلق ندارد.

 به طور کل فیلم پیام اخلاقی مثبت معمول را ندارد و از حقایق تلخی میگوید که درپستوی ِ خانواده پنهان است و پایه اش را پیوسته تهدید می کند.

اتاق فراموشی

 شاید مهمترین صحنه ی فیلم ، دیالوگ پایانی تراویس در آن اتاقک باشد ، و تازه از این جا است که کل داستان  برای بیننده باز گو می شود.اتاقکی که همانند جایگاه اعترافگیری کشیشان عمل میکند.و فرد را با بیان معضلات و گناهانش تهی از سنگینی این بار می نماید.

و آینه شفاف یک ترفه ای که امکان نگاه متقابل را سلب می کند.و همواره یک نفر در تاریکی قرار میگیرد ، همانند گذشته تراویس و جین(همان طور که خود بیان می کند) که در مقاطعی هریک نادیده گرفته شده بودند و هیچ گاه بعد از تولد فرزندشان همزمان یکدیگر را ندیده بودند.

و به همین خاطر است که تراویس صندلی اش را برمی گرداند تا در صداقتی متقابل گذشته را واهشته کند. و این نکته ظریفی است که مردان با دیدن تحریک میشوند و زنان با صدا و تغییر لحن طرف مقابل .

 تصاویر خیال

 تراویس در تمنای وصال به دوران شیرین گذشته اش، همواره غرقه در تصاویر است ، عکس زمین خالی در پاریس تگزاس ( نوعی نوستالژیای ازلی)، عکس خانواده اش و ویدئوی خانوادگیشان در گذشته ، این تصاویر به گفته هانتر نه خودشان که خاطره ای هستند در وهم انسان در کهکشانی بسیار بسیار  دور.به یاد بیاورید صحنه ای را که تراویس با دوربین به سایه و نه خود هواپیما روی زمین نگاه میکند.

 جین هم در آن اتاقک بیان میکند که همیشه در خیال او را می دیده و گفتگو می کرده اما به تدریج این تصاویر در خیالش محو شده و تنها صدای تراویس را از درون هر صدای مردانه ای میشنود.

در اینجا مرز بین واقعیت و خیال در روابط گم می شود. گویی نه این واقعیت وجودی افراد که یاد و خاطره ی ایشان است که کنارهم بودگی یشان را برای فرار از تنهایی توجیه میکند.

دورانی که در یک لحظه زیبایند و تمام آنچه بعد از آن در ذهن به حیات ادامه میدهد یاد و خاطره یشان است. همانند عکسی که هانتر را با آن فواره ی زیبای آب نشان میدهد، جلوه ای که به گفته ی هانتر در یک لحظه هست و در یک لحظه نابود می شود.

 ایده های دیداری فیلم

 فیلم پر است از صحنه های خیره کننده که بسیاری از قاب ها را تبدیل به یک عکس کم نظیر می کند. و این قرابت عکس و تصاویر فیلم برداری در طول فیلم  جلوه ی بصری متنوع و چشم نوازی را ایجاد می کند که به طبع زیبا طلب بیننده به خوبی پاسخ می دهد.

نمی توان نقش تعیین کننده نورپردازی و نماهای تکرنگ فیلم را در القای فضای حاکم به بیننده نادیده گرفت. مثلا تراویس و جین در اولین ملاقاتشان لباس قرمز پوشیده اند. به گونه ای که لباس جین با رنگ شدیدش او را بسیار برجسته تر از عناصر محیط نشان میدهد و قرمز نمادی است از روابط جنسی/سبعیت/انحطاط و شیطان . و در صحنه ی پایانی که رنگ سرخ به شدت خودنمایی میکند مرگ، خطر و تولد را به ذهن می آورد.

و یا مثلا در ملاقات دومشان تراویس زیر نور آبی ،پشت به جین، در فضایی آمیخته از خطر،ترس و فراموشی ، گذشته اش را بیان می کند .

و شکوه،آرامش و خوشبختی ای که در لباس سبز جین و هانتر درلحظه پیوند این دو و نور سبز چراغ خیابان که تراویس زیر آن ایستاده ، القا می شود.

پاریس تگزاس

کارگردان : ویم وندرس.

محصول سال :  ۱۹۸۴  آلمان غربی و فرانسه

بازیگران :Harry Dean Stanton و Nastassja Kinski

مدت فیلم : ۱۴۷ دقیقه .

جوایز: برنده نخل طلای کن و  ۱۴ جایزه مهم فیلم دیگر

برچسب‌ها, , , , , , , , , , , , ,

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

avatar