۰

اسلایدر متنی / برترین ها / نقد فیلم

هنوز باور نکرده ام ” عباس کیارستمی، بدرود؟! “

۱۴ آذر ۱۳۹۶ در ۸:۳۴ ق.ظ توسط

Abbas-Kiarostami-final

عباس کیارستمی در آستانه جشن تولد پنجه سالگیش بود که زلزله ۱۹۹۰ شمال ایران را درنوردید. او از تهران به همراه پسرش به سمت مناطق آسیب دیده از زلزله حرکت کرد، به سمت جایی که او این اواخر فیلم ” خانه دوست کجاست؟” رو کارگردانی کرده بود. این فیلم  در مورد تعهدات اخلاقی یک پسر بچه بود که تلاش می کرد  کتاب تمرین دوستش را به او بساند تا او را از مجازات تنبیه در مدرسه برهاند. اثری که او را برنده جایزه ۱۹۸۹ جشنواره فیلم لوکارنو کرد. کیارستمی در مورد سفرش به این مناطق گفت: ” سفر به آن سرزمین عمیقا مرا تحت تاثیر قرارداد”، ” من تجربه ای عمیق و نزدیک نسبت به مرگ پیدا کردم که کنش کاری خوش بینانه مرا تغییر داد.”

۰۱-Abbas-Kiarostami-1140x759

بعد از تکمیل ” زندگی و دیگر هیچ ( زندگی ادامه دارد) ” و همچنین ” زیر درختان زیتون”، دو فیلم دیگر در حوالی روستای زلزله زده کوکر ساخته شد. از این فیلم ها اغلب  به عنوان شاهکارهای کیارستمی یاد می شود. وی در ۱۹۹۷ فیلم ” طعم گیلاس ” را ساخت. فیلمی که در آن مردی که قصد خود کشی دارد، در حومه شهر تهران در حال رانندگیست و قصددارد تا کسی را یافته و را متقاعدش کند تا او را دفن کند. وقتی فیلم جایزه نخل طلای کن را برد و توانست دریچه های جدیدی به روی سینمای ایران در دنیا باز کند در ایران با واکنش تند محافظه کارانی روبرو شد که از روبوسی او با کاترین دنوو در آن مراسم بسیار خشمگین بودند.

کیارستمی در گذر سالیان

عباس کیارستمی در تمام این سالیان بیش از ۴۰ فیلم در ایران تولیدکرده است. او به عنوان هنرمندی شناخته می شود که پس از انقلاب سال ۱۹۷۹، زمانی که سایر هنرمندان عموما از ایران گریختند، در ایران ماند. او زمانی که برای کارگردانی کاری در اپرای ملی انگلیس قصد سف ربه این کشور را داشت با درخواست ودیعه ویزا از سوی سفارت انگلیس روبرو شد تا ضمانتی باشد بر اینکه او نمی خواهد پناهنده شود. وی این خاطرات را در پاریس به یاد می آورد، این خط قرمز های مضحک بریتانیا و اینکه برای کسی که پاسپورتش فضای زیادی برای مهر جدیدی نداشته و بسیاری از کشورها سفر کرده و هیچ زمانی نخواسته است تا از ایران برود و در چنین سنی هم نظرش تغییری نکرده و نکرده است. علی رغم مداخلات ناگهانی سفیر بریتانیا، کیارستمی از این رفتار نامهربانانه بسیار خسته شده بود و عقب ماندگی سه هفتگیش از پروژه او را بسیار آزرده بود.

Abbas-Kiarostami

آنچه در بالا آمده بود قسمتی از مقاله مفصل گاردین در مورد کارگردانی بود که تمام عمرش را وقف سینما کرد. عباس گیارستمی شاعرانگی را به سینمای ایران کشاند و هیچ مدیایی بهتر از دوربین او نمی توانست ادبیات شاعرانه غنی ایران را با هنری چون سینما تلفیق کند. کیارستمی پیش از آنکه مرگ را بشناسد زندگی را خوب شناخته بود و در آثارش آنچه ابدی می نمود جلوه زندگی بود.

مرگ کیارستمی، مرگ روح سینمای هنری ایران و فقدان عنصری نایاب در سینمای امروز جهان بود و این بدترین پاسخ به جاودانه هایی بود که خلق کرده بود. گرچه می گویند کیارستمی با آثارش زنده خواهد بود و گرچه من تنها دلخوشیم این روزهایم هر آن چیزیسیت که از او باقی مانده است اما من هم به مانند او ترجیح می دادم تا همه آنچه ما قبل از این از کیارستمی مانده بود بروند، اما او نرود. کیارستمی با رفتنش به واژه فقدان معنا بخشید. ما بدون کیارستمی گم شده ایم…

ترجمه و تالیف: محمد سلیمی

برچسب‌ها, , , , , , , , , , , , , ,

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

avatar