۰

معرفی فیلم / نقد فیلم

آیا “سه رخ” آخرین ساخته جعفر پناهی فیلم خوبیست؟

۱۴ تیر ۱۳۹۷ در ۸:۱۶ ب.ظ توسط

جعفر پناهی

کسانی که با سینمای پناهی آشنا هستند، عموما او را فارغ از سلایق خاص سینمایی کارگردانی مستعد و متعهد می دانند. کسی که خوب می نویسد و خوب می سازد. کسی که فیلم هایش تلخ بوده و هست، تلنگر می زند و تو را از آنی که هستی و برای تغییر وضعیتت حرکتی نمی کنی می رنجاند. جعفر پناهی نه تنها به هنر و فلسفه اش خود را متعهد می داند، بلکه سینمای اجتماعی او بسیاری را هوشیار کرده و بسیاری دیگر را آزرده است.

او امروز در حصری عجیب، از سرزمین مادری اش ممنوع الخروج است و هر آنچه می سازد با استقبال جشنواره های بین المللی به افتخاری در کارنامه کاری اش مبدل می شود. گرچه این موضوع برای مخالفین تندروی وطنی اش دستاویزی برای هجمه به او و ساز و کار این جشنواره ها شده است، اما آیا چیزی فراتر از جذبه های سیاسی پرونده کاری و حرفه ای او باعث اقبال جشنواره های جهانی به سینمای او شده است؟ در ادامه یاداشتی از علی موسوی که در سینما-چشم منتشر شده است را آورده ام.

جعفر پناهی

آخرین کار جعفر پناهی؛ سه رخ؛ در بخش مسابقه اصلی جشنواره کن به نمایش درآمد. مطابق معمول خود پناهی در جشنواره حاضر نبود. این دایره ممنوعیت پناهی و مرتب فیلم ساختن او و جایزه گرفتن او از جشنواره های درجه یک جهانی و جلوگیری از شرکت او در این جشنواره ها به یک نوع کمدی آبسورد شبیه است.

در فیلم تازه پناهی(سه رخ)، اولین رُخی که می بینیم به دختر جوانی به نام مرضیه (مرضیه رضایی) تعلق دارد. او با گوشی موبایل اش فیلمی از خودکشی اش گرفته و توسط جعفر پناهی برای بهناز جعفری فرستاده است. مرضیه در این ویدیو، پیش از عمل دار زدنِ خود؛ از بهناز جعفری گله می کند که به درخواست های قبلی او که خواسته بود میانجی گری کند تا خانواده اش اجازه دهند تا او در رشته سینما که قبول شده درس بخواند بی اعتنایی کرده و راهی جز خودکشی برای او باقی نگذاشته است.

رخ دوم بهناز جعفری است که همراه جعفر پناهی به دهکده مرضیه در آذربایجان می روند تا ببینند که آیا واقعآ مرضیه خودکشی کرده یا این یک صحنه سازی بوده است؟ سفر این دو در جاده های خاکی و مارپیچ، یاد آور فیلم های کیارستمی مانند طعم گیلاس؛ باد ما را خواهد برد و زندگی و دیگر هیچ است. پیرمردهایی شبیه پیرمردهای خانه دوست کجاست هم مرتب ظاهر می شوند. پناهی با استفاده از استعاره هایی مانند بیشتر اهمیت دادن مردان ده به گاو نیمه جان تا دختری که می خواهد هنرپیشه بشود؛ جایگاه زنان در جامعه و سینمای ایران را زیر سوال می برد.

رخ سوم که فقط از پشت و دوردست می بینیم برای تماشاگران خارجی ناآشنا خواهد بود ولی برای دوستداران فیلم های فارسی چهره ای آشنا است. او شهرزاد، هنرپیشه دوران اوج کیمیایی و سینمای بعد از قیصر است که در فیلم هایی مانند قیصر و داش اکل هنرنمایی کرده و اگر اشتباه نکرده باشم حتی یک فیلم هم خودش کارگردانی کرد. آنطور که ‌پناهی نشان می دهد شهرزاد به یک نوعی به مناطق دوردست تبعید شده است(که در واقع تبعیدی خودخواسته است). شهرزاد در فیلم های کیمیایی، به خواست کارگردان و مطابق فیلمنامه بازی کرد و رقصید و کمی هم لخت شد. حرف پناهی در سه رخ  این است که حالا او باید تنها در دهی دوردست بسر ببرد ولی کارگردان آن فیلم ها همچنان آزادانه فیلم‌می سازد. آیا از زمان شهرزاد تا مرضیه(دختر جوانِ فیلم سه رخ) وضع زنان در سینما و جامعه ایران بهتر شده است؟

سه رخ از لحاظ ساختاربیشتر به فیلم های اولیه پناهی نزدیک است تا چند فیلمی که بعد از ممنوعیت اش ساخته است.در شرایط فعلی نمی شود انتظار داشت که پناهی بتواند با امکانات محدودی که دارد فیلم هایی مانند دایره و طلای سرخ بسازد. باید دید که عقیده داوران جشنواره فیلم کن چیست؟

با خواندن این نوشته کمی به عمق اثر پناهی پی می بریم. دلواپسان و تندرو های وطنی هر چه تلاش کنند نمی توانند منکر جذبه های هنری آثار پناهی شوند. پناهی در سینما به درجه ای از بلوغ رسیده است. نه آن بلوغی که از سینمای کیارستمی سراغ داشتیم، اما چیزی ورای انتظارمان از او با تمامی این محدودیت ها. پناهی سوژه اش را می سازد ولی سینمای را در سوژه اش خلاصه نمی کند. خنجرش که گوشه ای از جامعه ی چرک آلود این روزهای ایران را می درد، آن را عمیق تر می کشد و سعی می کند این تسری را به ابعاد دیگری برساند و البته در نمایش سینمایی اش نیز دچار سردرگمی نمی شود. او این کار را به خوبی آموخته است.

نمی دانم چند نفر در ایران می توانند این روز های مانند پناهی فیلم های اجتماعی بسازند، اما او بی شک هنوز و با فاصله یکی از بهترین های سینمای ایران است.

برچسب‌ها, , , , , ,

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

avatar